یک مادر بزرگ و عكس كس وكون دوستش

Views: 334
جوجه های مسن هم اتاقی جوان پیدا کردند. آنها در این روز در خانه ماندند و پسر بدون سرگرمی بی حوصله شد. او شروع به کثیف شدن ، پراکندگی چیزها کرد و مادر پیرش تصمیم گرفت تا پرورش خود را آغاز کند. شلوار خود را از هم جدا کرد ، او را در دامان خود قرار داد و مانند یک شوخی کوچک شروع به تف کرد و او را بیمار کرد. پس از بیدار شدن از مجازات ، پسر بر روی سوراخ قدیمی آب خود صعود کرد و همین امر او عكس كس وكون را هیجان زده تر می کرد.